تبلیغات
شهید محرم شهبازیان - سالروز شهادت برادری مهربان را با روایت تصویری پاس می داریم باشد که پاسدار خون شهیدان باشیم...

زنده برآنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

سالروز شهادت برادری مهربان را با روایت تصویری پاس می داریم باشد که پاسدار خون شهیدان باشیم...

تاریخ:دوشنبه 1 آبان 1396-09:30 ق.ظ

مـــهر خـوبان دل و دیــن از همه بـی پروا برد
رخ شــــطرنج نبرد آنــــچه رخ زیبا بـــــرد
تو مـــپندار که مجنون سَرِ خود مجنون گـشت 
از ســمک تا به سماکش کِشش لیـــلی بــرد
من به ســرچــشمه خورشید نه خود بـردم راه
ذره ای بــــــودم و مــهر تو مـــرا بالا بـــرد
من خسی بی ســر و پایم که به سیل افــــتادم
او که مـی رفـــــــت مرا هم به دل دریا بـرد
جام صهبا ز کــجا بـود؟ مگر دســت کــه بود
که به یک جلوه دل و دین ز همه یک جا برد
خم ابــــروی تو بود و کــف میــــنوی تو بود
که دریـــــن بزم بـــگردید و دل شیدا بـرد
خودت آموختی ام مهر و خودت سوخـــتی ام
با برافروخـــــته رویی که قرار از ما بــــرد
همه یاران به ســـــر راه تـــو بودیم ولــی
غــــم روی تو مرا دید و ز مــن یــغما بــرد
همه دل باخته بودیم و پریشان که غمت
همه را پشت ســر انداخت مرا تنــها برد(علامه طباطبایی)
بسم الرب الشهداء والصدیقین 
شش سال گذشت و ما در فراق برادر ... جان می کنم زشرم که بعد از تو نفس آیدم هنوز!!!
تاب تحمل کنج این کهنه قفس ماندم هنوز... شما رفتید که بمانید و ما ماندیم که بمیریم...
آیه قرآن که وحی از طرف خداوند بی همتاست شما را زنده خطاب می کند پس درود می فرستیم بر ارواح طیبه شهدا و سرتعظیم فرود می آوریم بر رشادت ها و دلاورمردی های شما عزیزان ... 



یادواره شهدای ارسباران ... 

امروز فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست . "مقام معظم رهبری"






همی گفتیم و گفتند از شهیدان ... شهیدان را شهیدان می شناسند... شهید در کنار مفقود الجسد مدافع حرم شهید عباس عبداللهی 


ارادت خالصانه اش به حضرت ابوالفضل العباس (ع) مثل ارباب اش نزد محبوب اش رفت ... نه سر داشت و نه پیکر

و شعری که همیشه ورد زبانش بود... 

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است
دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است


 رزمندگان همیشه پیروز تیپ امام زمان (عج) لشکر عاشورا ...شهید در کنار فرمانده بی باک شهید مدافع حرم عباس عبداللهی 



خاک شلمچه بوی عاشقی می دهد. کافیست یک بار پای در این دیار بگذاری تا بدانی چرا هر کسی وارد آن می شود دیگر همان آدم سابق نیست. شلمچه طعم شهادت دارد. بوی ایثار، بوی گذشت و بوی مهربانی.

دیرش شده بود شهید باید می شد از قافله جا مانده بود...


من از کودکی عاشقت بوده ام
قبولم نما گرچه آلوده ام
مبادا برانی مرا از درت
به بازوی بشکسته مادرت
به عشق تو هرکس که منسوب شد
اگر بد بود عاقبت خوب شد
غمت حاصل زندگانی من
به راه تو طی شد جوانی من
من از ریزه خواران خوان تو ام
اگر چه بدم میهمان توام
به عشقت از آن دم که خو دادی ام
به چشم همه آبرو دادی ام
ز در راندگانت حسابم مکن
گدایم، کرم کن – جوابم مکن
ازین رو سپیدم بر داورم
که من هم سیاهی این لشگرم


تخریب یعنی سر نترس و دل خاشع  و در یک کلام تخریب‌چی یعنی عاشق؛ با این اوصاف بود که تخریب‌چی، دنیا را از چشم و دل خود و دیگران بیرون انداخته بود، چون حال و هوایش، عاشورایی شده بود و فقط به وجه‌الله نظر می‌کرد و همان‌طوری که حضرت امام(ره) فرمودند، جبهه کارخانه انسان‌سازی است، به حق این عزیزان را جنگ ساخته و پرداخته کرده بود، در وجود آنها، دین‌باوری، ولایت‌مداری و خدامحوری موج می‌زد، این آمادگی و حضور قلبی خود یک سپر قوی در مقابله با دشمن تا بن مسلح بوده و تخریب‌چی ترس را ترسانده بود و در واقع وجود تخریب‌چیان در گردان‌های رزمی باعث قوت قلب آنها می‌شد و به طریقی ترس را از آنها دور می‌کرد، چون در کارهای‌شان فقط خدا را می‌دیدند و رضای آنان رضای خداوند سبحان بود.


شهید در تشیع پیکر شهید کمال خیری ... دوستی نزدیک تر از برادر که بعد شهادتش محرم ماندش خسران بود و بس...


پشت این عکس شهید به دست خط خود اینطور نوشته :

شهید علیزاده 15 روز قبل از شهادت ...نگاه او به کجاست ؟  به کجا می نگرد؟

انسان غالبا کنار گل بوده و هست ولی بوی فوق طبیعت را نمی شنود... و هیچ گاه افسوس نمی خورد که بوی گل نمی آید ولی وقتی با گل مانوس می شود

 خود به خود مجذوب  او می گردد و آن وقتی ( است ) که دیگر گل رفته است و هزاران افسوس که این گل باز گردد و یک لبخند زند...




اسارتش هم مثل شهادتش مظلومانه بود ولی مردم شهرش مردان بااخلاص را بیشتر دوست دارند و این را در استقبالشان نشان دادند...




تصویر مربوط به کردستان و حال و هوای معنوی دوران دفاع مقدس می باشد و شهید این جمله را پشت تصویرش نوشته:

کاش در همان جا می مردم و به این دنیا باز نمی آمدم ... الهی مرگ من را در کردستان بگردان و مرگ مرا شهادت شیرین قرار بده... 






مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبک سیر فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند



ما فرزندان حسینیم و هرگز تن به ذلت نمی دهیم





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
الهی نامه ی شهدا
یکشنبه 28 آبان 1396 10:09 ق.ظ
سلام و درود بر پدران و مادرانی که در دامن پاک خود شهیدانی همچون محرم شهبازیان ها را تربیت و تقدیم اسلام نمودند...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.