تبلیغات
شهید محرم شهبازیان - بسیاری از همرزمان محرم شهید مدافع حرم شدند

زنده برآنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

بسیاری از همرزمان محرم شهید مدافع حرم شدند

تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-03:19 ب.ظ

شناخت بیشتر یك شهید گمنام در گفت و گوی «جوان» با برادر شهید محرم شهبازیان از شهدای مبارزه با پژاك
خیلی وقت‌ها در خصوص شهدای مبارزه با ضد انقلاب و پژاك این نكته را كه آنها جزو مظلوم‌ترین شهدای ایران اسلامی هستند، قید می‌كنیم...
نویسنده : علیرضا محمدی 
خیلی وقت‌ها در خصوص شهدای مبارزه با ضد انقلاب و پژاك این نكته را كه آنها جزو مظلوم‌ترین شهدای ایران اسلامی هستند، قید می‌كنیم. مسائل مختلفی باعث می‌شود كه كمتر به آنها پرداخته شود و غالباً در گمنامی و مظلومیت به سر برند. اما در میان این شهدا، شهید محرم شهبازیان از همه مظلوم‌تر است. در خبر شهادتش به تاریخ دوم آبان ماه 1390 آمده بود كه بر اثر پاكسازی مین‌های برجای مانده از ضد انقلاب به شهادت رسید. خبری كه خیلی كوتاه و مختصر روی تلكس خبرگزاری‌ها آمد و خیلی زود هم فراموش شد. اما حالا كه پنج سالی از شهادت محرم می‌گذرد، در گفت‌وگو با برادر كوچك‌ترش مرتضی زوایایی از زندگی جهادی یك شهید برایمان باز شد كه برای پرداختن به همه آنها باید قلم‌ها فرسود و كتاب‌ها نوشت. قصه زندگی شهید محرم شهبازیان داستان دلدادگی‌های یك رزمنده جانباز دوران دفاع مقدس است كه در عشق وصال به معبود و پیوستن به دوستان شهیدش می‌سوخت و عاقبت نیز به آنها پیوست. 
تصاویر شهید شهبازیان نشان می‌دهد موقع شهادتش در سال 90، سن و سال زیادی نداشته است، چطور با این سن كم در دفاع مقدس به جبهه رفته بود؟
محرم متولد 1351 بود. جنگ كه تمام شد او 16 سال بیشتر نداشت، اما از 14 سالگی به جبهه می‌رود و در كربلای 5 كه الان در سالگرد برگزاری‌اش هستیم، شركت می‌كند. محرم سابقه حضور 36 ماهه در مناطق عملیاتی را دارد. از سال 65 تا آخر جنگ در جبهه‌ها بود و بعد هم همچنان در مناطق عملیاتی حضور داشتند. شهید در حلبچه عراق شیمیایی شده بود و در شلمچه نیز تركشی به پایش خورده بود كه مرتب چرك می‌كرد و اذیت می‌شد. بنابراین از جانبازان جنگ هم به شمار می‌رفت. 
خانواده شما غیر از محرم رزمنده دیگری هم داشت؟ اگر می‌شود كمی بیشتر خانواده‌تان را معرفی كنید. 
ما اصالتاً اهل اهر در منطقه ارسباران هستیم. برادر بزرگ‌ترمان آقا صمد هم از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس است. ما با محرم شش برادر بودیم .صمد بزرگ‌ترین برادر ماست كه متولد سال 39 است. ایشان از بچه‌های انقلابی بودند و در تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی شركت می‌كردند. صمد بعد از انقلاب و شروع جنگ با وجود اینكه كارمند اداره برق بود، به جبهه می‌رود و جانباز می‌شود. سه دامادمان هم از رزمندگان دفاع مقدس هستند. من و برادران دیگرم احد،مصطفی و وحید سنمان به دوران جنگ قد نمی‌داد. اما در كل خانواده‌ای مذهبی و انقلابی داریم. یكی از خواهرانمان فرمانده گردان الزهرا(س) هستند. پدرمان پهلوان علی از كشتی‌گیرهای بنام كشور بودند. خود محرم هم كشتی می‌گرفت و در سطح مدارس عناوین قهرمانی داشت. 
پس ورزشكار هم بود؟
بله، محرم كشتی كار می‌كرد و در رشته ورزشی‌اش خیلی هم موفق بود. منتها در 14 سالگی كه در كربلای5 و منطقه شلمچه پایش مجروح شد، دیگر نتوانست كشتی بگیرد و از دنیای قهرمانی خداحافظی كرد. 
اغلب دوران خدمتی برادر شما در مناطق مرزی و كردستانات بود؟ در چه رسته‌ای تخصص داشت؟
برادرم تخریب‌چی بود. اواخر فرمانده گروهان تخریب تیپ مكانیزه امام زمان(عج) از لشكر عاشورا شده بود. چه در دوران جنگ و چه بعد از آن در همین واحد فعالیت می‌كرد. چون اغلب نیروهای تخریب طلبه بودند، محرم من را تشویق كرد كه به حوزه بروم و آنجا مشغول تحصیل بشوم. نوع كار برادرم به گونه‌ای بود كه مرتب در مناطق مرزی حضور داشت و با بحث شهادت و جانبازی سروكار داشت. خیلی از دوستانش چه در دوران جنگ و چه بعد از آن به شهادت رسیدند. خود محرم یك بار در سال 72 كه تازه نامزد كرده بود توسط كومله به اسارت درآمد و بعد از چند ماه مبادله شد. به سلیمانیه عراق رفته بودند تا مقر كومله را منفجر كنند كه در راه بازگشت محرم به اسارت درمی‌آید. نوع كارش همیشه بوی شهادت می‌داد. 
شما برادر كوچك‌ترش بودید، گفتید كه خود محرم شما را به حوزه برده بود، در زندگی چه چیزهایی از برادر بزرگتان یاد گرفتید؟
من محرم را به یك گل تشبیه می‌كنم. گلی كه تا در میانمان بود، خوب احساسش نمی‌كردیم، اما وقتی رفت از بویش فهمیدیم چه گلی را از دست داده‌ایم. من در زندگی چیزهای زیادی از او یاد گرفتم. نمونه‌اش اخلاص بی‌نظیرش است. اهل ریا و سروصدا نبود. مدتی من عضو شورای شهرمان اهر شدم و در اربعین سیدالشهدا(ع) كه غالباً مراسم داریم، می‌رفتم دم در می‌ایستادم و شاید خودی نشان می‌دادم. اما محرم توی آشپزخانه فعالیت می‌كرد و بدون اینكه دیده شود ظرف می‌شست. می‌خواهم بگویم او اهل تظاهر نبود. صله رحم و از خودگذشتگی و مهربانی هم از دیگر خصوصیاتش بود. صبح‌ها اگر می‌توانست یك نان سنگك می‌گرفت و به خانه برادران و خواهرانش می‌برد. اینطور محبتش را نشان می‌داد و صله رحم می‌كرد. 
از برادرتان فرزندی هم به یادگار مانده است؟
محرم چهار فرزند داشت. دو دختر به نام‌های زینب و اسماء و دو پسر به نام‌های امیرعلی و امیرصدرا، آخرین فرزندش امیرصدرا وقت شهادت او تنها شش ماه داشت. الان دخترش زینب با یكی از نیروهای خود محرم ازدواج كرده است. 
رابطه محرم با شهدا چطور بود؟ به هرحال او از جاماندگان دفاع مقدس به شمار می‌رفت. 
محال بود محرم تشییع جنازه شهیدی را ببیند و در آن شركت نكند. چون واحدشان تخریب بود و تیپ مكانیزه امام زمان(عج) هم یك تیپ تكاوری است، گاهی از رفقای خودش هم شهید می‌شدند و همین موضوع روحیه شهادت‌طلبی را در وجود او و همرزمانش زنده نگه می‌داشت. محرم قلباً خودش را جامانده قافله شهدا می‌دانست. 
به شهید خاصی هم علاقه و ارادت داشت؟
برادرم به عنوان رزمنده و پاسدار لشكر عاشورا مثل خیلی از رزمندگان این لشكر عاشق و شیفته شهید باكری بود. اما با جانباز شهید كمال خیری هم انس و الفت خاصی داشت. بعد از اینكه خیری در سال 75 یا 76 به شهادت رسید، این موضوع روی محرم تاثیر زیادی گذاشت و می‌شود گفت كاملاً به هم ریخته بود. شهید علیزاده هم از دیگر دوستان شهید محرم است. 
الان كه بحث مدافعان حرم مطرح است، با شناختی كه از روحیات اخوی شهیدتان دارید، اگر بود رزمنده جبهه مقاومت اسلامی می‌شد؟
من این سؤال شما را جور دیگری پاسخ می‌دهم. خیلی از دوستان و همرزمان محرم در سوریه حضور یافتند و تعدادی از آنها به شهادت رسیدند. برخی از این شهدا از شاگردان محرم بودند. یعنی از كسانی بودند كه خود او آموزش‌شان داده بود. یكی از آنها شهید صادق عدالت اكبری است كه تقریبا سال گذشته در دفاع از حرم اهل بیت به شهادت رسید. یك تصویر از این شهید برمزار برادرم وجود دارد كه همراه همسرشان آنجا حضور یافته بودند. همسر شهید عدالت اكبری به همسر برادرم گفته بود ما خیلی از حاجت‌هایمان را از شهید شهبازیان گرفته‌ایم. شهید عباس عبدالهی از شهدای شاخص و سرشناس مدافعان حرم نیز از دوستان صمیمی برادرم بودند. شهدای دیگری هم هستند كه نامشان را فراموش كرده‌ام. بنابراین بعید نبود كه خود محرم هم رزمنده جبهه مقاومت اسلامی می‌شد. در روحیه‌اش بود و حضور دوستانش در این جبهه هم دلیل دیگری است كه امكان حضور او را پررنگ‌تر می‌كند. 
نحوه شهادتشان چطور بود؟
یكی از مأموریت‌های برادرم خنثی‌سازی مین‌هایی بود كه پژاك و سایر ضد انقلاب‌ها در مناطق مرزی كار می‌گذاشتند. ایشان نوعی از مین‌های ضد خودرو را قبلاً خنثی كرده و نمونه‌هایی از آن را در نمایشگاهی در ایل‌گلی تبریز به نمایش گذاشته بودند. اما دوم آبان ماه 90 یكی از همان مین‌ها كه گویی به صدا حساس بوده منفجر می‌شود و محرم را به شهادت می‌رساند. برادرم و همرزمانش بعضی از این مین‌ها را هم برای خنثی‌سازی و هم برای مطالعه به پادگان انتقال می‌دادند. آن روز محرم در حال خنثی سازی یكی از این مین‌ها به تنهایی داخل یك سیلو بوده كه یك اتفاق باعث ایجاد سر و صدا می‌شود و با انفجار مین، به شهادت می‌رسد. محرم از قبل همسر و فرزندانش را برای شهادت خودش آماده كرده بود. همسرش می‌گفت در كامپیوتر و هر جایی كه فكرش را بكنید، تصاویر شهدا را گذاشته بود و آنقدر از شهادتش گفته بود كه خانواده‌اش آماده این اتفاق بودند. 

اگر می‌شود ما را مهمان خاطره‌ای از یك شهید كنید. 
این خاطره شاید كمی شخصی به نظر برسد. اما به اعتقاد من عمق تفاوت نگاه آدمی مثل شهید محرم شهبازیان را نشان می‌دهد. زمانی كه عضو شورای شهر بودم و اتفاقا خود محرم هم خیلی من را تشویق كرد تا در انتخابات این شورا شركت كنم، یك روز زنگ زد و از من تقاضای مبلغی به عنوان قرض كرد. من آن موقع درگیر خرید خانه بودم و نتوانستم مبلغ مورد نظر را به او برسانم. یك بخش ناچیزی به او دادم. بعد كه به قم رفتم، برادر دیگرمان مصطفی كه از موضوع با خبر شد، رو به من گفت خبر داری محرم برای تأمین هزینه تبلیغات تو وام مسكنش را فروخت و در اختیارت گذاشت. با شنیدن این موضوع جا خوردم. محرم حتی یكبار هم این قضیه را به رخ من نكشیده بود، آن وقت من در موقعیتی مشابه، قرضی كه می‌خواست را در اختیارش نگذاشتم. می‌خواهم بگویم روح شهدا بزرگ بود و بخشنده و بزرگوار بودند كه به چنین مقامی رسیدند. به نظر من شهادت حق محرم بود. او سال‌ها در تب وصال معشوق می‌سوخت و در فراق دوستان شهیدش به سر می‌برد تا اینكه خدا خواست او هم شهید شود. 
 به نظر می‌رسد شهید شهبازیان خیلی مظلوم واقع شده و كمتر مطلبی از ایشان در فضای مجازی یافت می‌شود؟
بله، متأسفانه محرم مثل خیلی از شهدای مبارزه با ضد‌انقلاب مظلوم است. شاید دلایل امنیتی باعث شد كه در موقع شهادتشان كمتر به این شهدا پرداخته شود. اما هنوز كه هنوزه و با وجود گذشت پنج سال از شهادتش، محرم هنوز هم گمنام و مظلوم است. او سال‌ها در دفاع مقدس و مناطق عملیاتی حضور داشت و خدمت كرد. جانباز جنگ بود و اسیر دست ضد انقلاب و نهایتاً هم كه شهید شد. ان‌شاءالله بتوانیم با شناخت این شهدا خودمان را بیشتر شبیه‌شان كنیم. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.