تبلیغات
شهید محرم شهبازیان - به مناسبت سومین سالگرد شهادت شهید محرم شهبازیان: همیشه می خواستم نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم

زنده برآنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

به مناسبت سومین سالگرد شهادت شهید محرم شهبازیان: همیشه می خواستم نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم

تاریخ:شنبه 3 آبان 1393-10:43 ق.ظ

اهروصال: پاسدار رشید اسلام، محرم شهبازیان فرمانده گروهان تخریب تیپ امام زمان (عج) در حین انجام تحقیقات بر روی مین‌های به جا مانده از گروهک پژاک به شهادت رسید.

به گزارش «اهروصال»  شهید محرم شهبازیان در سال 1351 در شهرستان اهر دیده به جهان گشود، در سن 15 سالگی در جبهه‌های حق علیه باطل حضور یافت و در عملیات‌های کربلای پنج و شلمچه در ردیف جانبازان شیمایی قرار گرفت و بعد از جنگ نیز در عملیات‌های محوله علیه پژاک حضور مستمری داشت.
 

قسمتی از دلنوشته های این شهید بزگوار را با هم می خوانیم:

خدایا تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی. درد دل آدمی را بیدار می کند. روح را صفا می دهد، غرور و خود خواهی را نابود می کند تغفل و فراموشی را از بین می برد . انسان را متوجه وجود خود می کند. انسان گاهی خود را فراموش می کند، فراموش می کند که بدن دارد بدنی ضعیف و ناتوان که در مقابل عالم زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است. فراموش می کند که همیشگی نیست و چند صباحی بیشتر نمی ماند و فراموش می کند که چشم مادی او نمی تواند با روح  او هم پرواز شود. لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقییت و غرور و قدرت می کند. سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود بی خبر از حقیقت تلخ و مراقبهای غیبی وجود به پیش می تازد ! و{از} هیچ ظلم و ستمی رو گردان نمی شود. و اما درد آدمی را به خود می آورد حقیقت وجودی او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال خود را درک می کند و دست از غرور و کبر بر می دارد و معنی خودخواهی، مصلحت طلبی را می فهمد و آن را توجیه نمی کند خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنه را بفهم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم ..

 

 

خدایا تو را شکر می کنم که باران تهمت و دورغ و ناسزا را بر علیه من سرازیز کردی تا .... در دامان عمیق و پرشکوه درد سر به گریبان فطرت خود فرو روم و رنج علی (ع) را تا اعماق روحم احساس کنم .علی (ع) بزرگ علی نمونه علی (ع) مفسر اسلام و عبادت و محبت و ایمان و عشق که با تمام عظمتش و با تمام درخش خیره کنده اش بیش از هر کسی مورد تهمت و دورغ و ناسزا قرارگرفت و بیش از 1400 سال تاریخ و هزاران عبرت ! هنوز ... شخصیت بی همتای این نمونه روزگار برای میلیونها بشر ناشناخته مانده است!  خدایا تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی که درد دردمندانو لمس کنم و به ارزش کیمیایی درد پی ببرم و ناخالصی های وجودم  را در آتش درد بسوزانم و خواسته های نفسانی خود را زیر کوه غم و درد بکوبم! و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس کشیدن هوا وجدانم آسوده خاطر و آرام باشد تا به وجود خود پی ببرم و موجودیت وجود خود را حس کنم ...

 

 

خدایا تو را شکر می کنم که مرا در آتش عشق گداختی و همه موجودات و خواستنی ها رو به جز عشق و معشوق در نظرم خار و بی مقدار کردی تا از کنار هر حادثه وحشتناک به سادگی و آرامی بگذرم و دردها تهمت ها ظلمها و فشارها و شکنجه ها را با سهولت تحمل کنم . خدایا تو را شکر می کنم که لذت .. روحی را برایم ارزانی داشته ای تا گاه گاه از دنیای ماده درگذرم و آنجا جز وجود تو را نبینم و جز بقای تو چیزی نخواهم و بازگشت از ملکوت اعلی برای من شکنجه آسمانی باشد! که دیگر به چیزی دل نبندم و چیزی دلم را نروباید! خدا اکنون احساس می کنم که در دریایی از درد غوطه ور شده ود در دنیایی از غم و حسرت غرق شده ام به حدی که آسمانها و زمین و تمام ثروت وجود را به من ارزانی دهی به آسانی رد می کنم و اگر همه عالم را علیه من آتش کنی و آسمانی عذاب به رویم بریزی و زیر کوههای غم و درد مرا شکنجه کنی حتی آخ نگویم! کوچکترین گله ای نکنم کمترین ناراحتی به خود راه ندهم فقط به شرط آنکه ذکر خود را و یاد خود را و زیبایی خود را از من نگیری و مرا در همان حال به دست بلاها بسپاری به شرط آنکه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است!  تا احساس لذت کنم .

 

... اما همیشه می خواستم که شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم. می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم فریاد شوم و همه دردها و شکنجه ها را به جان و دل بخرم و اثبات کنم که عزت و ذلت دنیا برای من یکسان است ! ذلت در دنیا مرا تکان نمی دهد. شکست و پیروزی مادی در من تأثیری ندارد. خوش نداشتم و ندارم که دوستانم و بزرگان به خاطر دوستی و محبت از من دفاع کند و مرا از میان طوفان بلای حوادث نجات دهند خوش نداشتم که رحمت و شفقت دوستان و مخلصین برانگیزم {خوش داشتم} با قدرت معنوی زمین و آسمان را با فداکاری و ایمان و پایداری خود بلرزانم ! می خواستم میزان حق باشم و دروغ گویان و مصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند و طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد وهر کس در معرکه سرنوشت امتحان سخت قرار گیرد و راه فرار برای کسی باقی نماند!

 

 

 

شهید محرم شهبازیان با دلی آکنده از ایمان و عشق به ولایت در تاریخ دوم آبان ماه سال 90 هنگام تحقیق روی مین گروهک پژاک به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت دست یافت روحش شاد و یادش گرامی باد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ناصر
پنجشنبه 18 دی 1393 09:19 ب.ظ
باتشکر ازاینکه مطالب خوبی ازفرمانده ما می نویسید ونمی گذارید ازیاد ها پاک شود
مهسا
شنبه 3 آبان 1393 03:50 ب.ظ
سلام وبلاگ شما را دیدم قالب ومطالب قشنگی داشت برای افزایش بازدید وبلاگت می تونی به آدرس زیر ثبتش کنی تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلی که وبلاگتو ثبت می کنی بزرگترین دایرکتوری وبلاگ نویسان است و پر بازدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.