تبلیغات
شهید محرم شهبازیان - خدایا قوم مرا ببخش،‌این‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!

زنده برآنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

خدایا قوم مرا ببخش،‌این‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!

تاریخ:شنبه 26 بهمن 1392-03:56 ب.ظ

گفت‌وگو با «محبوبی» نویسنده‌ی داستان‌های زندگی پیامبر(ص)

  خدایا قوم مرا ببخش،‌این‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!


«دندان پیامبر شكست. لب تشنه‌اش شكاف برداشت. باز ناله‌ای کرد و دست به آسمان برد. پسر ابی‌وقاص ترسید. فكر كرد پیامبر می‌خواهد او را نفرین كند. می‌دانست كه اگر پیامبر نفرین كند، چه پیش خواهد آمد. اما پیامبر نفرین نكرد. دعا كرد و فرمود: «خدایا! قوم مرا ببخش،‌این‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!» این بخشی از داستان «مهربان‌ترین» اثر «مجید محبوبی» است.


ایبنا نوجوان: در آستانه‌ی سال‌روز رحلت پیامبر (ص) به سراغ یكی از نویسندگانی رفتیم كه درباره‌ی آن حضرت و سایر معصومان (ع) بسیار نوشته است. نخستین داستان «مجید محبوبی» در سال 1374 در نشریه‌ی «سلام بچه‌ها» منتشر شد. از آن زمان تاكنون داستان‌های مختلفی از این نویسنده در نشریات کودک و نوجوان به چاپ رسیده است. او دبیر تحریریه‌ی ماهنامه‌ی قرآنی – هنری باران است.

تا كنون بیش از 20 کتاب از نویسنده‌ی «هدیه» منتشر شده و نزدیك 15 اثر او این روزها در دست چاپ است. سال گذشته، کتاب «ملاقات در شب مهتابی» رتبه‌ی برتر کتاب سال حوزه را به خود اختصاص داد و در سال 86، کتاب «آن روز، آن مهمانی» نامزد دریافت کتاب سال جمهوری اسلامی شد.

«مجید محبوبی» درباره‌ی انگیزه‌اش از نگارش داستان‌هایی درباره‌ی زندگی و شخصیت حضرت محمد(ص) گفت: «از مدت‌ها پیش علاقه‌مند بودم درباره‌ی معصومان(ع) داستان‌هایی بنویسم. چند نفر از دوستان خوبم این راه را رفته بودند و داستان‌های خوبی نوشته بودند. من هم با علاقه‌ی ذاتی و انگیزه‌های معنوی كه داشتم به عنوان یك طلبه، این كار مهم را در برنامه‌ی خودم گنجاندم و بعد از برنامه‌ریزی، طرح خود را از حضرت پیامبر (ص) آغاز كردم. شاید بتوان گفت من خودم نخستین کسی بودم كه تحت تأثیر این داستان‌های خوب رحمةٌ للعالمین قرار گرفتم و بعدها 14 داستان در این باره نوشتم.»

نویسنده‌ی «تربت و دریا» معتقد است با وجود تكرار زندگی پیامبر(ص) در كتاب‌های درسی و ... باز هم نوجوانان باید درباره‌ی زندگی و شخصیت آن حضرت مطالعه ‌كنند. او در این‌باره

خدا می‌فرماید اگر پیامبر نبود جهان را خلق نمی‌کردم. وقتی این بنده‌ی عزیز خدا این‌قدر برای خدا مهم است، پس نوجوان ما باید بداند که این فرد کیست. باید با زندگی او آشنا شود. با خلق و خوی او آشنا شود
گفت: «پیامبر(ص) ما در بین همه‌ی پیامبران الهی بلکه در بین همه‌ی آدمیان، عزیزترین بنده‌ی خداست. مهربان‌ترین بنده‌ی خداست. تنها کسی است که برای خدا بیش‌تر از دیگران ارزش دارد. خدا می‌فرماید اگر پیامبر نبود جهان را خلق نمی‌کردم. وقتی این بنده‌ی عزیز خدا این‌قدر برای خدا مهم است، پس نوجوان ما باید بداند که این فرد کیست. باید با زندگی او آشنا شود. با خلق و خوی او آشنا شود.»

نویسنده‌ی «دیدار در خانه دوست» در ادامه افزود: «البته نوجوانان ما در کتاب‌های درسی، داستان‌هایی از آن بزرگوار خوانده‌اند. حتی در کتاب‌های دیگری كه درباره آن حضرت نوشته شده است. ولی هر قلمی ویژگی‌های خاص خود و هر نویسنده نگاه ویژه‌ی خودش را دارد. به همین دلیل است كه داستان‌های تکراری هم خواندنی، شنیدنی، شیرین و جذاب می‌شوند. البته این‌ها به خاطر روح بزرگ آن انسان عظیم‌الشأن است که با دوستداران خودش رابطه‌ی عاطفی برقرار می‌کند.»

«محبوبی» با اشاره به تاثیر داستان‌های مذهبی بر زندگی‌اش گفت: «من نه تنها در نوجوانی بلکه اكنون هم تحت تاثیر این داستان‌ها قرار می‌گیرم. لحظه لحظه‌ی زندگی حضرت رسول اکرم(ص) برای من شیرین و جالب است. وقتی که از مادر متولد می‌شود، وقتی که به عنوان یک کودک با مادرش سر قبر پدر حاضر می‌شود، زمانی که زیر درخت خرماست و خرماها تمام شده و درخت خرما برای او رطب‌های جدیدی هدیه می‌کند. یا آن داستانی که حضور او در خانه‌ی حلیمه (دایه‌اش) باعث می‌شود برکت به خانه‌ی آن‌ها بیاید، یا آنجا که در بحبوحه‌ی جنگ که غضب، طبیعت هر انسانی را شعله‌ور می‌كند، او برای دشمنانش هم دعا می‌کند. انسان با خواندن این داستان‌ها به شخصیت فوق‌العاده‌ی آن حضرت پی می‌برد. او کسی است که برای همه‌ی بشریت دلسوزی می‌كند، حتی دشمنانش هم او را امین می‌خوانند، پس نه تنها نمی‌تواند آدم بدی باشد، ‌بلکه بسیار مهربان و دلسوز انسان‌هاست.»

داستان «مهربان‌ترین» به زیبایی دل‌سوزی حضرت محمد(ص) را نسبت

ما به اندازه‌ی کافی برای شناساندن پیامبر به نوجوانان کار نکرده‌ایم. ما به عنوان نویسنده وظیفه داریم که داستان‌ها را به صورت زیبا و خوب برای نوجوان‌ها ارائه دهیم
به همه‌ی مردم، حتی دشمنان ایشان نشان می‌دهد. در بخشی از این داستان آمده است: «دندان پیامبر شكست. لب تشنه‌اش شكاف برداشت. باز ناله‌ای زد و دست به آسمان برد. پسر «ابی وقاص» ترسید. فكر كرد پیامبر می‌خواهد او را نفرین كند. می‌دانست كه اگر پیامبر نفرین كند؛ چه پیش خواهد آمد؛ اما پیامبر نفرین نكرد، دعا كرد و فرمود: «خدایا! قوم مرا ببخش،‌این‌ها نمی‌دانند، نادان‌اند!»

نویسنده‌ی «آن روز، آن مهمانی» در بخش دیگری از سخنانش درباره‌ی تلاش‌های انجام شده در معرفی پیامبر اسلام (ص) و استقبال نوجوانان از كتاب‌هایی با این موضوع توضیح داد: «ما به اندازه‌ی کافی برای شناساندن پیامبر به نوجوانان کار نکرده‌ایم. ما به عنوان نویسنده وظیفه داریم که داستان‌ها را به صورت زیبا و خوب برای نوجوان‌ها ارائه دهیم. ولی در این میان وظیفه‌ی ناشران است که از کارهای نویسنده‌های خوب استقبال کنند. متأسفانه ناشران به عنوان همکار ما، بیش‌تر می‌خواهند داستان‌ها را به صورت خام در اختیار نوجوان قرار بدهند؛ چون نمی‌خواهند هزینه‌ی زیادی صرف چاپ كتاب بکنند.»
 
نویسنده‌ی «ملاقات در شب مهتابی» درباره‌ی این اثر گفت: «خدا را شكر می‌كنم كه توانسته‌ام درباره‌ی همه‌ی معصومان داستان بنویسم. گزیده‌ی این داستان‌ها در کتاب «ملاقات در شب مهتابی» منتشر شده است؛ ولی به‌زودی کتاب‌های مستقلی هم در این زمینه منتشر خواهد شد. در ضمن، خیلی از این داستان‌ها در نشریات کودک و نوجوان چاپ شده‌اند.»

«بهار در نخلستان» یکی از كتاب‌های مجموعه‌ی 14 جلدی معصومان علیهم‌السلام است. «محبوبی» درباره‌ی این کتاب گفت: «یكی از كتاب‌های مجموعه‌ی 14 جلدی معصومان(ع) داستانی است كه درباره‌ی امام حسن مجتبی(ع) نوشته‌ام. امروز در سال‌روز شهادت آن حضرت، به نوجوانان خبر می‌دهم که این کتاب به همراه کل مجموعه، با نام «بهار در نخلستان» منتشر خواهد شد.»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
هفتک پیامک
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:20 ب.ظ
با سلام

خدمتی از بچه بسیجیان به بسیجیان...
الهی نامه ی شهداء
یکشنبه 27 بهمن 1392 05:50 ب.ظ
سلام خسته نباشین.با (دیدار) بروزم التماس دعا.
مجید محبوبی
شنبه 26 بهمن 1392 08:09 ب.ظ
سلام مرتضی! مرسی عزیزم! چقد این بنده‌ی حقیر رو شرمنده کرده‌این! اتفاقا یه مدتی این عکس رو گذاشتم تو وبلاگ، من با زمان حرکت می کنم. عکس های جدید می ذارم. ولی چون شما امر فرمودید حتمن دوباره از این عکس استفاده می شود. در ضمن مقصود قاسمی هم یادش بخیر! جزئی از خاطرات ماست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.